رضا مختاري / محسن صادقي

مقدمه 33

رؤيت هلال ( فارسي )

ابداعى أو است وامّا وجود مثالي وطبيعي به منزله كدرت وسفاله آن وجود است . وچون اين مطالب خوب دانسته شد وبه خاطر سپرده گرديد مىگوييم حقيقت زمان هم كه سال وماه وهفته وروز وشب وساعات ودقائق است همين مراتب سه‌گانه از وجود را داراست ، امّا وجود عقلي زمان كه بسيار بسيط وغير قابل تعدّد است آن را دهر أعلى گوييم وآن حقيقت ، سايه خود را بر سر سال وماه وليل ونهار گسترده وبه منزله جان وروح است براي آنان ويك فرد هم بيشتر نيست ، وامّا وجود مثالىشان كه ظرف موجودات مثاليه است هر چند به بساطت وجود عقلي نيست ليكن از بساطت ووحدت بىبهره نيست وآن را دهر أسفل خوانيم ، وامّا وجود مادي طبيعي زمان همين مدّت گذشته حوادث است كه در آن قبل وبعد وتقدّم وتأخّر وانقسام وتجزيه وتعدّد تصوّر مىشود ومورد حساب منجّمين است وفصول چهارگانه وسال وماه وايّام مىباشد . حال نتيجة مطالب فوق را كه منظور اصلى است بيان مىكنيم ومىگوييم بدون شك شب قدر كه زمان مخصوصى است از شبهاى ماه مبارك رمضان يا غير آن وعلى الأقوى شب 23 شهر صيام است حقيقتي است كه داراى وجود عقلانى محيط است ودر آن وجود يكى بيش نيست ولى محيط به وجودات مثاليه آن شب كه براي نوعي از ملائكة مقرّر است مىباشد ووجودي دارد طبيعي ومادّى وزماني كه آن شب قدر ما است كه در اين عالم هستيم . ودانستى سابقا كه وجود طبيعي هر حقيقتي متعدّد است پس شب قدر زماني هم چنان كه به اعتبار سألها متعدّد است همچنين به حسب اختلاف آفاق متعدّد است يعنى در هر افقى كه رؤيت هلال شهر رمضان واقع شود از شب رؤيت كه بيست ودو شب گذشت شب بيست وسوم آن ، شب قدر زماني آن أفق است ويكى از مظاهر وظلال شب قدر دهري است كه در عالم ابداع است ، ودر أفق ديگر كه شب ديگر رؤيت هلال شود بيست وسوم آن شب در آن أفق ديگر شب قدر زماني وطبيعي آن أفق است ، ومظهر ديگرى از مظاهر شب قدر دهري است ، وهكذا . پس شب قدر دهري يكى است ولى شبهاى قدر زماني در عالم زمان وطبيعي به اختلاف آفاق متعدّد است ومنافاتى ندارند بلكه وحدت در دهر وتعدّد در زمان از مقتضيات عالم دهر وعالم زمان است واين معنى اختصاصى به شب قدر ندارد بلكه چنانكه اشاره نموديم در همه حقائق امكانية جارى است .